عسل سرایان(مطالبی از پروش زنبور)


بيماری نوزما

مقدمه:

بيماري نوزما يك بيماري انگلي است كه هر سه نوع زنبور كندو را مبتلا ميكند. در تمام دنيا گسترش داشته و در اروپا، استراليا و همچنين در امريكا وجود دارد. بدليل انتشار ناپيداي آن به اين بيماري ((قاتل نامرئي)) گفته اند.
 نوزما به دو فرم وجود دارد: نوزماي پنهان كه حضور انگل مشهود نميباشد يا خسارت محدودي به زنبور وارد مي نمايد.نوزماي آشكاركه علايم بيماري ظاهر مي گردند. اولين مشاهدات نوزما توسط دانشمندان در قرون اول ميلادي گزارش شده، اين بيماري باعث صدمه زدن به زنبوران و مرگ آنها در بهار مي شود و مدت زيادي عامل آن را قارچ مي دانستند. تا اينكه در سال 1907 توسط دكتر زاندر عامل آن تشخيص داده شد. اولين درمان مؤثر در سال هاي 1953-1952 انجام گرديد.

سبب شناسي:

عامل بيماري يك انگل اجباري تك ياخته اي بنام نوزما آپيس زاندر است. انگل نوزما آپيس بدو فرم مشاهده مي شود:فرم آميبي يا رويشي كه فرم تكثير شونده آن است و تبديل به اسپور مي شود و فرم رويشي و تكثير شونده انگل با اينكه براي سلول خيلي آزاد دهنده است ولي باعث مرگ ميزبان نمي شود.
فرم مقاوم يا اسپوركه عامل انتقال از يك ميزبان به ميزبان ديگر است.اسپور بيضوي و شفاف، بدون رنگ بوده، 6/4 تا 4/6 ميكرون طول و 5/2 تا 3 ميكرون عرض، از نظر ساختمان خصوصيات ميكروسپوريدي ها را داراست . بوسيله يك غشاء سه لايه پوشيده شده، كه آن را از خشكي و آسيب هاي محيط خارجي محافظت مي نمايد. اين غشاء از جنس كيتين و داراي يك منفذ بنام ميكروپيل است.در داخل اسپور اجزاء ذيل يافت مي شود.
  جسم آميبي يا اسپوروپلاست،  دو هسته و همچنين ذخيره غذايي، ميتوكندري ديده نمي شود، كه احتمال وجود متابوليسم بي هوازي را ممكن مي سازد.  رشته قطبي و دستگاه پرتاب كننده آن بنام كپسول قطبي ، رشته قطبي يك عضو توخالي و استوانه اي است كه يك انتهاي آن به ديواره اسپور وصل شده و 400- 600 ميكرون طول دارد و مثل فنر پيچيده است و داراي 44 پيچ است كه در دو يا چند رديف قرار دارند. با افزايش فشار محتواي اسپور رشته قطبي به بيرون پرتاب مي شود. در مرحله آميبي يا رويشي ، سلول ميكروسپوريدي داراي تشكيلات معمول يك سلول مي باشد شامل غشاء، سيتوپلاسم با اندامك ها، ريبوزوم ، شبكه آندوپلاسمي و دستگاه گلژي .
نوزما آپيس داخل سلولهاي پوششي روده مياني زنبوران بالغ تكثير مي شود . نوزما فقط انگل زنبور نيست. هفتاد و پنج گونه ديگر از نوزما وجود دارد كه موجودات ديگر را آلوده مي كنند. مشهورترين آنها نوزما بومبي سيس[3] است كه انگل كرم ابريشم مي باشد و عامل پبرين است. بيماري كه صنعت ابريشم را از سال 1850 تا 1860 به نابودي كشانيد. خصوصيات گونه هاي مختلف نوزما به يكديگر نزديك مي باشند.

بيماريزايی:

اسپور نوزما آپيس بوسيله ماده غذايي وارد محوطه روده مياني زنبور شده بعد از تماس با سلول ميزبان ( سلولهاي پوششي روده زنبور عسل) بوسيله ايجاد عضوي بنام لوله قطبي يا تاژك قطبي و عبور آن از غشاء سلول ميزبان ، محتواي سيتوپلاسمي يا اسپوروپلاسم خود را به داخل سلول ميزبان تزريق مي نمايد. تمام اينكار در عرض 2 ثانيه انجام مي شود.تحت تأثير فاكتورهاي گوارشي، فشار اسمزي، وضعيت فيزيكي- شيميايي شيره هاي گوارشي، لوله يا تاژك قطبي آزاد مي شود. اين رشته با تماس با غشاء سلول پوششي روده آن را سوراخ مي كند. احتمال دارد سوراخ نمودن غشاء روده و غشاء سلولي با ترشح آنزيم توسط انگل صورت گيرد. جسم آميبي در طول رشته قطبي با پاي كاذب حركت نموده و وارد سلول هدف شده ، در اين مرحله انگل ،كه پلانونت[4] ناميده مي شود به مرونت[5] تبديل مي شود . اين مقطع هسته كاملاً مشخص و براي سلول آزار دهنده است . مرونت ها تكثير شده، داراي هسته هايي بشكل زنجيره يا دانه هاي تسبيح مي شوند. اين مرونت ها داخل يا خارج سلولي هستند، و پس از تقسيم ، تبديل به اسپور مي شوند.با ورود اسپوروپلاسم به سلول ، اسپور شروع به تقسيم مي نمايد . با خاتمه يافتن تقسيم و انباشته شدن سلول از اسپور ، اسپورها از سلول بيرون ريخته ، به سلولهاي ديگر حمله مي كنند. گاهي در نوزماي زنبور عسل ، تعداد اسپورها به پانصد ميليون بالغ مي شود .در شرايط طبيعي كه فعل و انفعالات بدن زنبور بخوبي انجام مي شود به محض ايجاد تاژك قطبي توسط اسپور ، توسط آنزيم هاي گوارشي موجود در روده زنبور عسل ، تاژك قطبي ، هضم مي شود . لذا در شرايط طبيعي نوزما تاثير چنداني در سلامت زنبور ندارد.
در زنبوران مبتلا ، اسپورها به همراه مدفوع دفع مي شوند . اسپورها ماهها در مدفوع خشك شده زنده باقي مي مانند . نزديك به آخر زمستان شانها اغلب با مدفوع كارگران آلوده آغشته مي شوند. ساير كارگران، نيز با تميز كردن شانها ،آلوده مي شوند.

 مقاومت اسپور:

مقاومت اسپور نوزما با اسپور باكتريها قابل مقايسه است.بر اساس مطالعات بيلي و بورشه ميزان مقاومت اسپور در شرايط ذيل تخمين زده شده است.

32-24 ساعت در مقابل خورشيد.
4-2 ماه داخل عسل(شرايط معمولي)
ده دقيقه در عسل نگهداري شده در 58 درجه سانتي گراد .
يك ماه در بدن زنبور تلف شده، در شرايط معمولي .
دو تا چهار ماه در بدن زنبور تلف شده، در 4 درجه.
بيش از يك سال در مدفوع زنبور عسل.

 عوامل مستعد كننده:

عوامل متعددي باعث گسترش نوزما آپيس مي شوند. مهمترين عوامل ، فاكتورهايي هستند كه هماهنگي كلني را بهم ريخته يا باعث ضعف كلني مي شوند.

شرايط آب و هوايي:

 زمستانهاي طولاني و مرطوب، بارندگي هاي طولاني كه زنبور را مدت طولاني حبس مي كند تغييرات دمايي مهم و ناگهاني، تغييرات هوايي آفتابي و بارندگي. بيماري معمولاً در اسفند و فروردين ظاهر و در ارديبهشت و خرداد فروكش مي نمايد.

 اثر حشره كش ها:

 افزايش آلودگي به نوزما اغلب در زنبوراني كه با سموم مواجه شده اند ، ديده شده است.

شرايط پرورش و روش هاي زنبور داري:

 ضعف كلني ها، سن ملكه، نبود تدابير پيشگيري مخصوصاً عدم تعويض موم ها، كارهايي كه  منجر به اختلال در توازن كلني مي شود(بازديد مداوم ، بچه مصنوعي فراوان ، تغذيه نامناسب).

سن زنبوران:

 ميزان آلودگي با افزايش سن بالا مي رود . در درجه اول زنبوران مسن ، مبتلا به نوزما مي شوند. زنبوران جوان تا پانزده روزگي مبتلا نمي شوند. چون تجديد و باز سازي سلولهاي پوششي خيلي سريع انجام مي شود.

نژاد زنبور:

 بر اساس نظر دانشمندان زنبوران ايتاليايي و قفقازي به نوزما حساس ترند.

 ساير بيماريها:

بيماريهايي مثل آميب مالپيگي، آكاراپيس وودي و ويروس هاي مختلف ميزان ابتلا به نوزما را افزايش مي دهند.

بيماريزايي:

بيماريزايي نوزما آپيس توسط مرونت ها انجام مي شود. مرونت ها باعث تخريب سلولهاي مخصوص جذب مواد غذايي و سلولهاي ترشح كننده آنزيم هاي گوارشي می شوند. صدمه به دستگاه گوارش موجب اختلال در جذب آب و مواد غذايي و در نتيجه، موجب اسهال مي شود . زنبوران آلوده قدرت پرواز ، تامين غذا براي نوزادان را ، ندارند ، عمر آنها كاهش مي يابد . اين وضعيت منجر به ايجاد اختلال در رشد كلني مي شود.اگر ملكه مبتلا شود از قدرت تخم گذاري و طول عمر او كاسته خواهد شد و منجر به از بين رفتن كندو مي شود.
زنبوران كارگر آلوده ، ممكن است مجبور به دفع ، در داخل كندو شوند . مدفوع زنبوران آلوده مملو از اسپور است ، قدرت بقاي اسپورها متفاوت است ، در قطرات مدفوع اسپورها ممكن است بيش از دو سال زنده بمانند و در عسل يا در لاشه زنبوران مرده ، ممكن است يك سال دوام يابند .
با پيشرفت بيماري سلولهاي آلوده باد كرده كه با حركات پريستالتيك روده سلول مي تركند. جاي خالي سلولهاي آسيب ديده در سلولهاي پوششي روده ظاهر مي گردد. چون بازسازي سلولها نمي تواند سلولهاي منهدم شده را به حد كافي جبران كند. تخريب غشاء روده و سلولهاي روده بزرگ گاهي حادث مي شود. آسيب لوله هاي مالپيگي بندرت رخ مي دهد. در كنار اين اختلالات مشهود در روده مياني كه مانع جذب مواد غذايي مي شود، نوزما در گوارش و متابوليسم پروتئين ها اختلال ايجاد مي كند كه منجر به كاهش پروتئين هاي همولنف مي شود. اين اختلال روي فعاليت غدد اثر مي گذارد. از جمله رشد غدد ترشح كننده موم محدود مي شود، تخمدانهاي ملكه كوچك (آتروفي) مي شود.
بازسازي و ترميم سلولهاي آسيب ديده توسط زنبور، نياز به پروتئين دارد. اگر در تأمين پروتئين در كندو نقص يا اختلال وجود داشته باشد، بافت چربي مورد مصرف قرار مي گيرد كه اين موضوع در رشد و توسعه بهاره كندو كه در شروع بهار رخ مي دهد، ايجاد مشكل مي نمايد و در اينصورت زنبوران پرستار در اجراي وظيفه خود توانايي كافي را نخواهند داشت. اين حالت در سالهايي ك زمستانهاي طولاني و شرايط آب و هوايي نامساعد باشد تشديد مي شود. از طرفي وجود پروتئين ها باعث تكثير نوزما مي شود . تعدادي از محققين نشان داده اند كه انگل در كنار پروتئين ها (گرده) تكثير پيدا مي نمايد. در بهار، كلني ها بعد از يك رشد كافي مي توانند يك دوره آب و هوايي نامناسب را تحمل كنند. در اينصورت يك توقف كم و بيش مشخص در تخمگذاري حادث مي شود. اگر كلني ها از نظر تعداد زنبوران پرستار قوي باشند نوزما آپيس يك موقعيت عالي براي تكثير پيدا مي كند. برخي خلاف اين عقيده را داشته و مي گويند كه با تغذيه پروتئيني زنبوران نر ، نوزما در آنها تكثير مي شود. از نظر بيلي Bailey مسئله مهم در نوزما كوتاه شدن عمر زنبوران مي باشد.

علايم:

در فرم حاد بيماري، علايم ظاهر و در فرم مزمن، هيچگونه علامتي مشاهده نمي شود. علايم نوزما با علايم حادث شده توسط ساير بيماريها در زنبوران بالغ، قابل مقايسه مي باشد. بسياري از زنبوران آلوده ، هيچ علامتي ناشي از وجود اسپورهاي نوزما آپيس در دستگاه گوارش ، از خود نشان نمي دهند ، نه تنها در زنبورهاي آلوده ميزان آلودگي يكسان نيست ، بلكه نحوه پراكنش زنبوران آلوده در يك كندو بسيار متفاوت است. زنبورهايي كه از سكوي پرواز گرفته شده اند ، ( مخصوصا زنبوراني كه براي اولين پرواز بهاري و دفع مدفوع مي خواهند از كندو خارج شوند . ) ، حدود 50% بيشتر از زنبوران كارگري كه از پرواز برگشته اند ، آلودگي به اين تك ياخته را ، نشان مي دهند.اين تك ياخته در تمام طول سال تكثير شده ، در همه جا گسترده است . اما در بهار با افزايش توليد مثل زنبوران عسل بيشترين ميزان آلودگي مشاهده مي شود .
در عفونت هاي شديد ، در اوايل بهار ، علامت مدفوع قهوه اي روي شانها جلب توجه مي كند ، جلوي دريچه پرواز زنبوران مريض و مرده يافت مي شوند.در عفونت هاي خفيف ، فقط كندو ضعيف شده و بعد از مدتي تعداد زيادي شفيره با تعداد محدودي زنبور بالغ در كندو باقي مي مانند.
وضعيت آلودگي در پاييز به قدرت كلني و شرايط آب و هوايي بستگي دارد . اگر شرايط نامساعد باشد ،كندو به قدري ضعيف مي شود كه بعيد است كلني بتواند زمستان گذراني نمايد .
با تخريب بافت پوششي روده ، در جذب آب و مواد غذايي اختلال ايجاد شده ، موجب پيدايش اسهال مي شود . زنبور براي دفع مدفوع مجبور به خروج از كندو در هواي سرد مي شود . در اينصورت ، زنبوران دچار سرمازدگي مي شوند، روي زمين يا برفها افتاده ، نمي توانند به كندو برگردند ، و بدينطريق تلفات در كندو افزايش مي يابد.
اگر كلني بتواند زمستان را سپري نمايد ، اولين كاري كه كلني براي مبارزه با بيماري انجام مي دهد، جايگزين نمودن زنبوران جوان ، با زنبوران آلوده مي باشد . از اينروست كه كلني هاي آلوده ، در بهار ديرتر به حد مطلوب از نظر جمعيت ، مي رسند . و رشد بطئي كلني در بهار يكي از علائم آلودگي به نوزما مي باشد.

علايم جلوی كندو:

تلفات مختلف، كه نشانگر اين است كه تعداد قابل توجهي از زنبوران در صحرا تلف شده اند. عدم توانايي در پرواز و پرواز مشكل، اين عدم توانايي در پرواز بدليل فشار وارده به كيسه هاي هوايي در نتيجه افزايش حجم لوله گوارش مي باشد. زنبوران ناتوان و ضعيف.زنبوران چسبيده به ساقه هاي گياهان. زنبوران با شكم متورم در اثر افزايش حجم لوله گوارش و پرخوري.لكه اسهالي، كم و بيش مهم از نظر تشخيص، با رنگ متفاوت از زرد روشن تا قهوه اي تيره. كاهش فعاليت كلني. زنبوران در وضعيت خاص به دور هم جمع شده ،در حال تلف شدن، روبروي يكديگر در حال مبادله غذا در جاييكه غذا وجود ندارد.  

علايم در كلني:

كم كم از جمعيت كاسته مي شود تا زمانيكه فقط يك يا دو قاب جمعيت باقي مي ماند. شفيره ها خيلي محدود شده يا وجود ندارند. ملكه آلوده تخمگذاري را متوقف مي نمايد. لكه هاي اسهالي روي قاب ها دريچه پرواز و روي پوشش قابها مشاهده مي شود. بر اساس نظر برخي از محققين (Bailey )، بنظر مي رسد كه اسهال در اثر نوزما نيست بلكه به عوامل ديگري كه همراه نوزما به زنبور حمله مي كنند، مربوط است.

تشخيص بيماري:

روش قابل اطميناني كه بوسيله آن بتوان بيماري را در محل زنبورستان تشخيص داد ، وجود ندارد . اما در موارد شديد آلودگي ، مي توان دو قطعه خلفي شكمي زنبور را جدا كرده تا روده مي اني با لوله هاي مالپيگي و روده كوچك و ركتوم آشكار شود. با مقايسه رنگ ، شكل و حالت روده مي توان به وجود يا عدم وجود بيماري پي برد.در استفاده از اين روش ، تعدادي از زنبوران را بايد مورد آزمايش قرار داد. روده مياني معمولا قهوه اي است ، و فرورفتگي هاي حلقوي روي آن ، به وضوح ديده مي شود، اما بعد از آلودگي به نوزما ، سفيد و شكننده شده ، و فرورفتگي هاي روده بدليل تورم بخوبي مشخص نخواهد بود.

اپيدميولوژي:

بيماري معمولاً در اسفند و فروردين ظاهر و در ارديبهشت و خرداد فروكش مي نمايد. در سطح كلني، بيماري به شيوه هاي مختلف گسترش مي يابد، اما هميشه با واسطه اسپور ها همراه غذا وارد روده مياني مي شوند. آلودگي سلولهاي پوششي از بخش خلفي معده [9]شروع و به سوي جلو به پيش مي رود، در اينجا شرايط خروج لوله قطبي از اسپور فراهم است و تماس اسپور با غشاء سلول ايده آل است.
زمانيكه با انهدام سلولهاي پوششي روده، اسپورها آزاد مي شوند، باآلودگي خودبخودي مستقيماً ديگر سلولها آلوده مي شوند. با گذر از اوج آلودگي، مرونت ها مي توانند از سلولي به سلول ديگر از طريق عبور از غشاء سيتوپلاسمي مهاجرت نموده و سلولهاي ديگر را آلوده مي كند. انتقال اسپورها از زنبوري به زنبور ديگري با تماس مستقيم با واسطه قطعات دهاني در هنگام تبادل غذا و همچنين از طريق مدفوع صورت مي گيرد. زنبوران مريض، مبتلا به اسهال شده و مدفوع را داخل كندو و روي ساير زنبوران دفع مي كنند. زنبوران نر بوسيله كارگراني كه آنها را تغذيه مي كنند آلوده مي شوند چون اين كارگران در همان زمان نظافت گر نيز مي باشند. محدوديت فعاليت كلني در شرايط آب و هوايي اهميت بسزا دارد . اگر زنبوران نتواند پرواز تخليه مدفوع را انجام دهد آلودگي افزايش پيدا خواهد كرد. عدم فعاليت كلني از بين رفتن زنبوران پير را متوقف نموده و آلودگي بيشتر مي شود. حشرات انگل (شپش زنبور و پروانه موم خوار )آلودگي را گسترش مي دهند. انتشار بيماري از يك كندو به كندوي ديگر به فاكتورهاي ديگري بستگي دارد كه قبلاً در بحث آكاريوز توضيح داده شد. از جمله بچه مصنوعي، بچه طبيعي، دخالت هاي زنبورداران، زنبور نر.
هاگ دار شدن انگل و مقاومت به شرايط محيطي، امكان آلودگي را بعد از تلف شدن كلني براي مدت طولاني فراهم مي نمايد. وسايل آلوده نيز منجر به انتقال آلودگي گرديده و ضروري است كه ضدعفوني شوند.

پيش بيني بيماري:

حدت بيماري نوزما متفاوت است خيلي از كلني ها بدون مشكلي با نوزما به سر مي برند بدون اينكه هيچ علامتي را نشان دهند، اين حالت در نوزماي مزمن قابل مشاهده است. نوزما بصورت واگير در برخي مناطق بروز مي نمايد. اين فرم نوزما انتقال از فرم خفته يا مزمن ب فرم حاد است كه بسرعت رخ مي دهد. نوزما آپيس يك عامل فرصت طلب است كه براي تكثير از برخي شرايط بهره مي گيرد. محققان مختلف اهميت يك پاييز نامناسب را در گسترش واگيري در ابتداي سال بعد نشان داده اند. تلفات زمستانه يا بهاره نيز با اهميت مي باشند.

تشخيص آزمايشگاهي:

پيشنهاد مي شود ابتدا آلودگي به نوزما ، از آلودگي به آميب ، تميز داده شود . بندرت نشانه اسهال خوني در عفونت به نوزما ديده مي شود ، در حاليكه در آلودگي به آميب ، ممكن است اسهال زرد گوگردي با بوي خاص مشاهده شود. عفونت هاي ثانوي نيز ممكن است ، رخ دهد. يك نمونه حاوي 20 زنبور مرده ، از كلني مشكوك ، جمع آوري و شكم هاي زنبوران را جداگانه در 3-2 ميلي ليتر آب ، خوب ساييده ، سه قطره از سوسپانسيون حاصله ، با درشتنمايي 40 ، بررسي شود. اسپور نوزما 7-5 ميكرون طول و 4-3 ميكرون عرض ، كاملا تخم مرغي و لبه تاريك دارد. محتواي آن، كه حاوي هستك ها ، كپسول و فيلامنت يا لوله قطبي مي باشد ، ديده نمي شود ، معمولا رنگ آميزي مورد نياز نمي باشد . اسپور نوزما با سلولهاي مخمر، اسپور قارچها ، اجسام چربي يا كيست آميب ( Malipighamobea ) كه حدود 7-6 ميكرون قطر دارد، و بزرگتر از نوزما مي باشد ، قابل اشتباه نيست.

آزمايش مستقيم:

با توجه به تنوع روشها مي توان روده مياني تازه اخذ شده را ، مستقيما مورد آزمايش قرار داد. بدينطريق كه محتواي روده له شده را روي لام قرار داده ، با چند قطره آب رقيق نموده پس از قرار دادن لامل ، در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار داد. در عفونت هاي خفيف ، ممكن است نتيجه منفي باشد . با شمارش اسپورها در ده منطقه لام و با تعيين ميانگين ، ميزان آلودگي تعيين مي شود، نتيجه بدينصورت است كه ، كمتر از 20 اسپور در واحد سطح ، آلودگي خفيف ، بين 100-20 اسپور ، آلودگي متوسط و بيشتر از 100 اسپور ، نشان دهنده آلودگي شديد مي باشد.

روش آزمايشگاهي تعيين همزمان نوزما و آميب با يك آزمايش:

يك سوسپانسيون از شكم زنبوران مرده (60-30 زنبور از كلني)، با ساييدن آنها در10-5 ميلي ليتر آب، تهيه مي شود. حجم آب بستگي به تعداد و شرايط زنبوران دارد. يك قطره از سوسپانسيون را روي لام قرارداده با ميكروسكوپ و درشت نمايي 20 بررسي مي شود. نتيجه بدين صورت است كه، كمتر و مساوي 20 اسپور ، نشاندهنده عدم آلودگي ، بيشتر از 20 اسپور ، نشاندهنده آلودگي است. سوسپانسيون را ابتدا از صافي 100 ميكرون و سپس 40 ميكرون عبور داده بخشي از لوله هاي مالپيگي كه از صافي 100 عبور نمايند از 40 نخواهند توانست بگذرند . سپس سوسپانسيون حاصله با درشت نمايي20 تا 40 بررسي مي شوند.فقط برخي از لوله هاي مالپيگي ، بعد از آلودگي به آميب ،باكيست پر مي شوند ،و فقط كيست هاي داخل لوله هاي مالپيگي رامي توان بعنوان نتيجه مثبت قلمداد كرد ، چون كيست هاي آميبي با اسپورهاي قارچ و سلولهاي مخمر اغلب اشتباه مي شوند. روش كشت براي رشد اين ارگانيسم ها وجود ندارد. روش تست سرولوژيكي نيز دردسترس نمي باشد.

پيشگيري:

بهترين دفاع در مقابل نوزما اين است كه ،فقط كندوهايي براي زمستان گذراني انتخاب شوند كه ، از نظر جمعيت قوي ، داراي ذخيره عسل بالا و ملكه جوان باشند . ضروري است ذخيره عسل در محل مناسبي از كندو قرار داده شود ، بطوريكه در هنگام ايجاد خوشه زمستاني ، در دسترس زنبوران قرار داشته باشد .
 بعلاوه در صورت احتمال بروز بيماري ، لازم است بره موم ها از جلوي منافذ مربوط به تهويه كندو برداشته شود . از استرس گرما ، رطوبت بالا ، جمعيت متراكم ، غارت و كمبود آب در تمام زمانها مخصوصا در پاييز و زمستان كه درجه حرارت مدام در تغيير است ، جلوگيري شود. در همه مواقع، بهتر است بجاي متوسل شدن به درمان دارويي ، از بروز نوزما پيشگيري نمود،. بدليل امكان هميشگي تبديل نوزماي خفته به نوزماي فعال، نظارت كلني ها و بكارگيري تدابير دقيق پيشگيري اجباري است. عوامل تضعيف كننده كلني ها را از بين برد. لازم است زنبورداران كلني هاي خود را در شرايط خوب وارد زمستان نمايند و مانع ابتلاء زنبوران به اسهال شوند.

انتخاب محل خشك و نورگير براي زمستان گذراني.
تأمين غذاي كافي براي زمستان گذراني و مناسب از نظر كيفيت و عاري از عسلك.
نگهداري كندوها در شرايط مناسب براي جلوگيري از سرما و رطوبت .
فعال نمودن پرورش شفيره ها در شروع فصل پاييز بمنظور ورود كلني ها با جمعيت جوان براي زمستان گذراني و متشكل از زنبوران قوي و رشد يافته.

همانند پيشگيري از اغلب بيماريها لازم است ساير شرايط زمستان گذراني رعايت گردد:

از كلني ها بيش از اندازه بهره كشي نشود.
از بچه دهي و غارت جلوگيري شود.
استفاده از تغذيه با كيفيت و بموقع در پاييز.
نظارت بر ميزان گرده و اطمينان از كفايت آن.
احتياط در بازرسي كندوها در شروع بهار، زمانيكه شرايط آب و هوايي رضايت بخش نيست (پرهيز از معاينه طولاني كندوها، گذاشتن ناكافي طبقات، اشتباه در تشخيص بچه كندو).
حذف كلني هاي ضعيف.
داشتن ملكه هاي جوان و كلني هاي قوي.
تعويض مرتب قابهاي مومي.
ضدعفوني كردن وسايل، مخصوص پيشگيري از نوزما.
جلوگيري از اسهال .
نظارت دقيق بر بچه كندوهاي كلني هاي خريداري شده.

ضد عفوني كردن كندو:

در كلني هاي آلوده ، اغلب شانها آلوده مي شوند . اسپورها در حرارت حداقل 60 درجه ، در عرض 15 دقيقه ، و در حرارت 49 درجه ، در عرض 24 ساعت كشته مي شوند. بخار محلول اسيد استيك با غلظت حداقل 60% ، اسپور نوزما را غير فعال مي سازد ، و در عرض چند ساعت يا در عرض چند دقيقه ( در غلظت هاي بالا) اسپورها را مي كشد . بدين منظور مي توان ، شان هاي آلوده را در يك يا چند كندوي خالي گذاشت ، و چند قطره ( 3-4 قطره ) اسيد استيك را داخل يك ظرف در بالاي شانها قرار داد، و بعد از بستن درب كندو ، اسيد استيك بتدريج تبخير مي شود . ضدعفوني كردن كندوها و قابها با محلول فوق بطور مستقيم يا با اسپري يا اسفنج نيز توصيه شده است. در صورت ضدعفوني كردن شانها ، همه شانها حداقل بايد دو هفته قبل از استفاده در كندو ، در معرض هوا قرار گيرند.

 درمان:

فقط كلني هايي تحت درمان قرار مي گيرند كه به حد كافي قوي باشند. كلني هاي ضعيف بايد حذف شوند و لوازم مربوط به آنها ضدعفوني گردند. زمانيكه بيماري نوزما مشاهده گرديد، يا هنگامي كه علايم بيماري با وجوديكه اسپورها در روده مياني بصورت خفته وجود دارند رويت شد ، درمان دارويي ضرورت دارد. در حال حاضر داروي رايج، فوماژيلين است [13]كه در بازار وجود دارد. اين دارو يك آنتي بيوتيك اختصاصي نوزما آپيس است كه ضد فرم فعال و آميبي آن (بدون هاگ) است و آن را از بين مي برد و هيچ اثري بر حالت اسپوري يا هاگدار نوزما ندارد. لذا فوماژيلين به آساني گسترش و توسعه نوزما را متوقف مي نمايد.از طرف ديگر به نظر مي رسد كه آنتي بيوتيك علاوه بر اثر بر عامل بيماريزا روي فعاليت كلني نيز تأثير گذاشته و موجب مقاومت بيشتر كلني مي شود. براي كنترل مطلوب نوزما در كلني هاي آلوده ، لازم است ، عفونت اوليه و محدود را در اوايل زمستان در كندوها از بين برد. در اواخر پاييز ، وقتي پرورش طبيعي نوزادان به حداقل مي رسد.

نحوه مصرف دارو:

لازم است به هر كلني يك گالن (حدود چهار ليتر) از شربت غليظ ، ( دو قسمت شكر ، يك قسمت آب ) ، حاوي فوماژيلين ، خورانده شود . شربت در جايي گذاشته شود كه ، آخرين نوزادان متولد شده بتوانند ، از اولين غذاي زمستاني استفاده كنند . اين روش از ايجاد آلودگي در خوشه زمستاني پيشگيري مي كند . در پاييز لازم است كلني ها ، حداقل يك گالن شربت حاوي 75 تا 100ميلي گرم فوماژيلين ) 25 ميلي گرم از ماده موثره در هر كلني در هفته، براي مدت 4 هفته( دريافت كنند . رقيق كردن مقداري پودر با آب ولرم (حداكثر 30 درجه سانتي گراد) انجام شود و سپس با شربت تركيب شود.
لازم به ذكر است كه ، فوماژيلين همانند ساير آنتي بيوتيك ها فقط بر فرم فعال نوزما موثر است ، و بر اسپورها اثري ندارد . براي از بين بردن اسپورها از روشهايي كه ذكر گرديد،( ضد عفوني ) ، بايد استفاده كرد.

دوره درمان:

زمانيكه علايم بيماري در يك كلني مشاهده شد درمان انجام مي شود. تمام كندوهاي يك زنبورستان مورد درمان قرار مي گيرند حتي اگر يك كلني مبتلا باشد. درمان بايد در ساعات فعاليت كندو اجراء شود. لازم است علاوه بر درمان ،روش هاي پيشگيري كه قبلاً توضيح داده شد، اجراء شوند. برخي از اسيد استيك براي پيشگيري از نوزما استفاده مي نمايند. تاكنون  اين روش درماني را توصيه نشده است.

چهارشنبه چهاردهم دی 1390 | 16:42 | مهدی صفایی |

آخرين مطالب
» مدیریت پرورش زنبور عسل
» بچه دهی ( Swarming)
» ابزار و لوازم پرورش زنبور عسل
» پدید آمدن زنبوران کارگر تخم گذار(ملکه هاي کاذب) laying worker
» نوزما(اسهال)
»  سار خرس موش
»  زنبور قرمز
» بیماریها و آفات
Design By : Pars Skin